• وبلاگ : منتظران را به لب آمد نفس ...
  • يادداشت : اشارة عشق
  • نظرات : 4 خصوصي ، 24 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    به مجنون گفت روزي عيب جويي

    که پيدا کن به از ليلي نکويي

    که ليلي گرچه در چشم تو حوري است

    به هر جزئي ز حسن او قصوري است

    ز حرف عيب جو مجنون برآشفت

    در آن اشفتگي خندان شد و گفت :

    اگر در ديده مجنون نشيني

    به غير از خوبي ليلي نبيني

    تو کي داني که ليلي چون نکويي است

    کزو چشمت همين بر زلف و رويي است

    تو قد بيني و مجنون جلوه ناز

    تو چشم و او نگاه ناوک انداز

    تو مو بيني و مجنون پيچش مو

    تو ابرو ، او اشارت هاي ابرو

    دل مجنون ز شکر خنده ، خون است

    تو لب مي بيني و دندان که چون است

    کسي کاو را تو ليلي کرده اي نام

    نه آن ليلي است کز من برده آرام